قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

764

درة التاج ( فارسى )

او را نمىيابند ، الّا متعلّق بجسمى ، بس وجود نفس بر وجود جسم متقدّم نشود ، و آنج ازو الّا واحدى صادر نشود ، نفس - و جسم معا ازو صادر نشوند ، بس نفس از آن روى كى نفس است علّت قريبهء « 1 » او غير واجب الوجود لذاته باشد . و آن غير كى ممكن است خالى نباشد از آنك : يا جسم باشذ ، يا غير جسم ، و غير جسم : يا جوهر است - يا عرض . و عرض فعل بواسطهء جوهر كند ، - جه عرض جنانك مستقلّ نيست « [ بقوام خود مستقلّ نيست ] » بفاعليّت خوذ ، جه فاعل تا متعيّن نشوذ در ذات خوذ و متشخّص نشود بفعل ، ايجاد « 2 » غير نكند ، بس آنج متشخّص نشود الّا بحامل ، « [ فعل ] » نكند - الّا بحامل ، بلك « 3 » بحقيقت فعل نيست الّا جوهر را ، و اگر جه فعل باعتبار آن عرضى مىكند كى دروست ، بس فعل منسوب است بأو ، - نه بعرضى كى دروست . آنگاه اين عرض اگر محلّ او جسم است قوام او به آن باشد ، و آنج صادر شوذ ازو بعد از قوام او بواسطهء جسم صادر شود و بمشاركتى باشذ از وضع ، جه شىء جون قوام او بتوسّط مادّه باشذ آنج از قوام او صادر شود مخصوص گردذ بتوسّط مادّه . و توسّط آن بحسب آن است كى خاصيّت مادّى اقتضاء آن كند از وضع . و اوضاع جسم از اجسام ديگر غير متشابه « 4 » است ، و ازينست كى تأثير اجسام مختلف مىشود - بقرب و بعد . و توسّط موضوع ميان قوّت و ميان آنج او را وضعى نيست آن توسّطى كى خاصّ است بموضوع محالست ، جه زيادت معنيى نيست او را بر وجود قوّت اگر لوازم « ( وضع ) » را رفع كنيم . و محوج « 5 » بآنك منفعل را وضعى باشذ نسبت مطلق نيست ، - بل

--> ( 1 ) - قرينه - اصل . ( 2 ) - ايجاد فعل - م . ( 3 ) - بل - م . ( 4 ) - مشابه - اصل . ( 5 ) - مخرج - ط .